قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2246
تاريخ الفي ( فارسى )
سعدى بن ابو الشّول در مقام غدر درآمده به اطاعت عمّش مهلهل بن محمّد بن عنار درآمدند . و سعد گريخته پناه به ابراهيم ينال آورد و از وى لشكرى گرفته متوجّه تسخير بلاد پدر شد ؛ چنانچه عنقريب تفصيل آن مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال آنكه صاحب ولايت اربيل ، عيسى بن موسى [ هذبانى ] را در شكارگاه برادرزادهاش به قتل رسانيده بر قلعهء اربيل ، كه از مشاهير قلاع بود در استحكام و متانت ، استيلا يافت و آن ولايت را در حوزهء تصرّف خود درآورده مستقل شد . امّا چون خبر قتل عيسى به برادرش سلام « 1 » بن موسى ، كه از خوف برادر گريخته پناه به قرواش بن مقلّد برده بود ، رسيد ، به اتّفاق قرواش متوجّه اربيل گشته آن ولايت را از دست قاتل برادر خود انتزاع نمود . و « 2 » در اين سال ، مهلهل بن محمّد بن عنار مدينهء قرميسين و دينور را تسخير نمود . و منشأ اين آن بود كه ابراهيم ينال در وقت مراجعت از حلوان ، بدر بن طاهر بن حلال را ايالت ولايت قرميسين داده بود و چون ابو الشّول ، كه حاكم بالاستقلال كردستان بود ، فوت شد و برادرش مهلهل به جاى او قرار گرفت ، لشكرى بسيار جمع آورده درصدد استخلاص آن ولايت شده اوّلا ماهيدشت « 3 » را به تصرّف خود درآورد و از ماهيدشت متوجّه قرميسين شد . پدر چون طاقت مقاومت او نداشت فرار برقرار اختيار نموده شهر را انداخته بيرون رفت و مهلهل بعد از تسخير قرميسين پسر خود محمد بن مهلهل را به جانب دينور فرستاد . و ميانهء محمّد مهلهل و ابراهيم ينال ، كه در دينور مىبود ، محاربه و مقاتله واقع شد و از طرفين جماعتى كثير به قتل رسيدند . امّا آخر الأمر ، نسيم نصرت و ظفر بر پرچم ابن مهلهل وزيده سپاه ابراهيم روى به هزيمت نهاده از شهر بيرون رفتند . و در ماه ربيع الاوّل اين سال ، سعدى بن ابو الشّول با جمعى كثير از كردكان ساريخان « 4 » كه مهلهل با وجودى كه زن برادر خود مادر سعدى را به نكاح خود درآورده بود سعدى را با آن جماعت كردان كه از جانب مادرى خويش سعدى مىشدند رعايت نمىكرد بلكه در مقام ايذا و اهانت مىبود ، گريخته به ابراهيم ينال ملحّق شد . ابراهيم قدوم او را غنيمت دانسته لشكرى آراسته از تركمانان سلجوقيّه با او همراه كرد كه ولايت پدرش را گرفته به او سپارند . بنابراين ، سعدى در ماه ربيع الآخر بازگشته متوجّه حلّوان شد . و مهلهل چون دانست كه طاقت مقاومت اتراك ندارد ، حلوان را گذاشته به جانب بلوط « 5 » رفت . سعدى در حلوان درآمده عمّال
--> ( 1 ) . الكامل : سالم . ( 2 ) . ق : + ( ذكر وقايع سال چهار صد و بيست و هشت از رحلت خير البشر . . . ) . ( 3 ) . در منابع جغرافيايى به صورت « مايدشت » و « ماهدشت » آمده است ؛ - ابن حوقل ، صورة الأرض ، ص 168 ؛ ياقوت ، معجم البلدان ، ج 3 ، ص 537 ؛ مستوفى ، نزهة القلوب ، ص 138 . ( 4 ) . ش : ساريجان . ( 5 ) . شايد « بلط » يا « بلد » ، محلّى در راه موصل به نصيبين است كه امروز به « موصل كهنه » مشهور است .